تبلیغات
تربیت مقدس - نقش تربیتی ولایت فقیه در نظام اسلامی
 
تربیت مقدس
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 

جمهورى اسلامى ایران، پس از سقوط رژیم ستم‏شاهى، چه سود و زیانى از تحقق و اجراى اصل ولایت فقیه به دست آورده است؟ كاركرد مقام «ولى فقیه» در كشور ما مثبت بوده است یا منفى؟ اگر نظام سیاسى پس از پیروزى انقلاب اسلامى، به اصل ولایت فقیه متكى نبود، چه آثار و نتایج مثبت یا منفى در عرصه اداره جامعه رخ مى‏داد؟

هر نظام سیاسى، در نهایت با توجه به آثار و نتایج عملى اجراى آن، ارزیابى مى‏شود و انسان‏هاى اندیشمند، آن را مى‏پذیرند یا رد مى‏كنند به ویژه در نظام‏هاى اجتماعى اسلام (سیاسى، اقتصادى، تربیتى )و آن چه علت تشریع الهى دانسته مى‏شود، «مصلحت انسان» در معناى عمیق، گسترده و همه جانبه آن است. اگر خداوند متعال، امرى را بر امت واجب یا حرام كرده، به طور كامل، برخاسته از نیاز تكاملى انسان و بر اساس تأمین مصالح همه جانبه آدمى بوده است. تشریع هر حكمى در شریعت (حتى كوچك‏ترین احكام غیر الزامى، مانند مستحبات و مكروهات) علت دارد و علت اصلى و نهایى همه احكام شریعت، در همه عرصه‏ها و ابعاد، جز تأمین مصلحت انسان‏ها و فراهم ساختن زمینه‏هاى تكامل و تعالى آدمى نیست و این اصل محكم و اساسى، در عرصه نظام سیاسى هم مطرح است.

اگر به استناد عقل و نقل، حاكمیت فقیه عادل جامع شرایط براى رهبرى، در زمان غیبت ولى عصرعلیه‏السلام در قالب حكم دینى، براى جامعه مسلمانان، لازم الاجرا و واجب الاطاعه است، به طور قطع، به مصالح جامعه اسلامى اتكا و استناد دارد و رشد و كمال جامعه، بدون آن محقق نخواهد شد.

در سال 1358 ش. كه قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، بررسى و تدوین مى‏شد، براى این كه اصل ولایت فقیه هنوزدر عمل تجربه نشده بود، شاید نگرانى‏هاى برخى از كسانى كه با تردید و بدون غرض، با حساسیت‏هاى فراوان اجتماعى به این مسئله مى‏نگریستند، قابل توجه بود ولى اكنون كه 25 سال پر فراز و نشیب را پیموده و از عقبه‏ها و موقعیت‏هاى خطیر اجتماعى و سیاسى گذشته است، مى‏توان به استناد همین تجربه‏ها، به بررسى علمى و مستند موضوع پرداخت وصرف نظر از پشتوانه شرعى محكم و خدشه‏ناپذیر ولایت فقیه، كارنامه آن را بررسى كرد و با رعایت انصاف، در این باره، به داورى نشست.

اصل بحث این است كه تجربه 25 ساله اجراى اصل ولایت فقیه كه ركن اساسى نهادهاى قانونى جمهورى اسلامى ایران به شمار مى‏رود، چه چیزى را ثابت مى‏كند. آیا كام‏یابى این اصل یا ناكامى و مفید بودن آن یا زیان بار بودنش را بیان مى‏كند؟

مرورى بر كارنامه 25 ساله ولایت فقیه در جمهورى اسلامى ایران، نشان مى‏دهد كه خوشبختانه همه نگرانى‏ها و تردیدهایى كه در خلال مباحث تدوین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران در سال 1358 ش. از سوى افراد و گروه‏هاى مخالف ولایت فقیه مطرح مى‏شد، در این تجربه طولانى منتفى بوده است و حتى آثارى فراتر از چارچوب پیش بینى شده قانونى و حقوقى، از این اصل مبارك، نصیب ملت ما شده است كه در هیچ نظام سیاسى دیگرى، چنین كاركردى از رأس حاكمیت دیده نمى‏شود. این موضوع، به مباحث گسترده و كارشناسى‏هاى سیاسى- اجتماعى عمیق‏ترى نیاز دارد ولى در این مجال كوتاه، مى‏توان در حد فهرستى ناقص، به موضوع پرداخت(1)

این فهرست عبارتند از:

1. پشتیبان و نگهبان رأى مردم

در 25 سال گذشته، حكم و نظر ولى فقیه، هرگز با آراى مردم تعارض و تقابلى نیافته، بلكه ولى فقیه همواره پشتیبان و نگهبان آراى مردم در عرصه‏هاى انتخابات و غیر آن بوده است. پشتیبانى ولى فقیه از منتخبان مردم و تقویت آنان از سوى مرجع دینى و مورد اعتماد اقشار گوناگون و توده‏هاى مردم، همواره نقش مؤثرى در ایجاد اعتماد بین مردم و نهادهاى قانونى داشته و به برگزیدگان مردم در انجام وظایف و ایفاى مسئولیت‏ها، كمك شایانى كرده است. تأكیدهاى مكرر حضرت امام خمینى رحمةالله‏علیه و پس از ایشان مقام معظم رهبرى براى حضور گسترده مردم در همه عرصه‏هاى انتخابى و تعیین سرنوشت اجتماعى، همواره مؤثرترین عامل براى جلب مشاركت مردم در نظام سیاسى ما بوده است.

2. مظهر اقتدار جامعه

حفظ اقتدار كشور در برابر بیگانگان و استیفاى حقوق ملت از متجاوزان، در طول 25 سال گذشته، همواره از مهم‏ترین آثار اصل ولایت فقیه بوده است. چه در زمان دفاع مقدس و هشت سال ایستادگى در برابر دشمن متجاوز و چه پس از آن، نقش ولى فقیه در حفظ كشور از پذیرفتن فشارهاى نظامى، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى بیگانگان، انكارناپذیر است. اگر قاطعیت امام خمینى‏رحمةالله‏علیه در دوران جنگ تحمیلى و حمایت ایشان از نیروهاى مسلح و روحیه حماسى و رزم آورى كه از بیان ایشان در افراد ملت دمیده مى‏شد، نبود، آیا كشور ما از تعرض و اشغال بیگانه مصون مى‏ماند؟ اگر قاطعیت مقام معظم رهبرى و توجه و تدبیر دقیق و عمیق ایشان در برابر فزون‏طلبى و فشارهاى سیاسى و اقتصادى دولت‏هاى بیگانه نمى‏بود، آیا اقتدار ملى ما كه پشتوانه اصلى توفیق دولت‏ها در سیاست خارجى است، حفظ مى‏شد؟

3. حافظ حقوق مردم

حفظ حقوق مردم و حراست از مرزهاى قانون و ایستادگى در برابر تمایلات گروه‏هاى گوناگون براى عدول از قانون، همواره مورد توجه ولایت فقیه بوده است. موضع حكیمانه مقام رهبرى در برابر پیشنهاد و فشار تبلیغاتى برخى از جریان‏ها و شخصیت‏هاى سیاسى و موجه در جریان برگزارى انتخابات مجلس هفتم براى تأخیر در زمان برگزارى آن، نمونه بارز این امر است كه چگونه حضور ولى فقیه و موضع حكیمانه و شجاعانه وى، مانع بدعتى بسیار خطرناك و مشكل‏ساز شد.

4. مخالف تمركز قدرت

استقرار و نفوذ ولایت فقیه در 25 سال گذشته، هرگز مانع كاركرد دستگاه‏هاى قانونى و نهادهاى رسمى كشور نبوده و هرگز موجب تمركز قدرت نشده است. در دوران اجراى قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، هیچ موردى را نمى‏توان نشان داد كه ولى فقیه در اقدام‏هاى مدیریتى دولت مردان و دولت‏ها، یا در اقدام‏هاى قانون گذارى مجلس شوراى اسلامى یا امور قضایى و احكام قوه قضاییه یا قاضیان، كوچك‏ترین دخالت غیرقانونى كرده باشد البته همواره این دستگاه‏ها از رهنمودها و مشورت‏هاى رهبرى (در جایگاه راهنما و كارشناس خبره و مجرب) برخوردار بوده‏اند و در مواردى بسیارى هم گره گشایى‏هاى كارساز رهبرى (به درخواست و اصرار مسئولان عالى رتبه) مشكلات بزرگى را از كشور و ملت رفع كرده است ولى اقدام‏هاى آنان در چارچوب وظایف و اختیاراتشان، هرگز مورد تعرض و نقض مقام رهبرى، در پى تمركز غیر قانونى قدرت نبوده است.

5. عامل اعتماد مردم به دولت

به بركت اصل ولایت فقیه، در طول 25 سال گذشته، عمیق‏ترین و مطمئن‏ترین رابطه احترام و اعتماد متقابل بین دولت و مردم وجود داشته است. حضور ولایت فقیه، به ویژه براى جلب اعتماد مراكز و مراجع دینى و روحانى جامعه درباره فعالیت‏هاى كلان دولت‏ها و در مقابل، احساس وظیفه دولت‏ها براى رعایت حال توده‏هاى مردم، نقش بسیار مؤثرى ایفا كرده است. یكى از بزرگ‏ترین مشكلات دولت‏ها (حتى در كشورهاى به اصطلاح مردم سالار و دموكراتیك) فقدان رابطه‏اى اعتمادآمیز بین دولت و مردم است كه در كشور ما، به رغم سابقه منفى دولت‏هاى پیش از پیروزى انقلاب و رسوب‏هاى ذهنى چنین امرى، با حضور ولى فقیه، این مشكل تا حد بسیار و در سطح كلان، حل شده است. حمایت‏هاى ولى فقیه براى همه دولت‏هاى پس از انقلاب، موجب دفع و رفع بسیارى از فشارهاى تبلیغاتى شده است و اگر چنین حمایت‏هایى وجود نمى‏داشت، هیچ توفیقى براى دولت‏ها حاصل نمى‏شد. گفته‏ها و اعتراف‏هاى مسئولان همه دولت‏هاى پس از انقلاب، گواه این امر است.

6. پاسدار آزادى‏هاى مشروع

اصل ولایت فقیه در كشور ما، هرگز به محدود شدن آزادى‏هاى مشروع و قانونى، نینجامیده، بلكه در برخى مقاطع، حضور ولایت، مانع تحدید آزادى اندیشمندان و صاحب نظران در نقد عملكرد دولت‏ها و اركان نظام بوده است. متصدیان امور اجرایى كشور، حتى به طور ناخود آگاه، اغلب با ابزارهاى متعددى كه در اختیار دارند، به تحدید نا آشكار آزادى بیان نقدها و اشكالات و مشكلات مدیریتى و اجرایى مى‏پردازند و گاهى نیز ناخوشنودى خود را از نقد عملكردها، پنهان نمى‏كنند. در برابر چنین تمایلى، دفاع صریح ولى فقیه از آزادى نقد و نظر، همواره زمینه اجتماعى و ذهنى آزادى بیان را(البته با رعایت حدود حقوقى و اخلاقى آن) در جامعه ما فراهم ساخته است.

در 25 سال گذشته، حتى یك مورد را مشاهده نكرده‏ایم كه ولى فقیه از نویسنده یا روزنامه‏اى، براى انتقادها یا تهمت‏هاى تلویحى و صریحى كه گاهى مطرح كرده‏اند، به دستگاه قضایى شكایت كند حال آن كه دیگر نهادهاى كشور، گاهى در برابر انتقادهاى نه چندان تند هم عنان از كف داده، آن را تحمل نكرده‏اند و در برخى مقاطع، حتى شكوه صریح مسئولان دولت‏ها از آن چه آنها »تند روى در استفاده از آزادى‏ها« مى‏نامیده‏اند، با مقاومت و دفاع ولى فقیه از آزادى‏هاى مشروع، مواجه شده و این واقعیت را اثبات كرده است كه ولایت فقیه، مدافع سر سخت آزادى‏هاى حقیقى و قانونى است.

7. حامى برابرى در پیشگاه قانون

نهادها، مراكز و مؤسساتى كه بر اساس قانون، بطور مستقیم زیر نظر رهبرى انجام وظیفه مى‏كنند، هیچ گاه دستگاه‏ها و مراكز جدابافته‏اى تلقى نشده‏اند و هیچ منعى براى دستگاه‏هاى مسئول، در نظارت و بازرسى آنان ایجاد نشده است. نقد و بررسى آنها به وسیله مطبوعات و بیان كمبودها و اشكالات و خطاهاى احتمالى آنها نیز هرگز ممنوع نبوده و انتساب قانونى این دستگاه‏ها به رهبرى، از نظر ضرورت التزام آنها به قوانین و مقررات، هرگز موجب مصونیت آنان نشده است به طور مثال، انتقادهاى صریح و بى پرده (وگاه غیر منصفانه) از صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران، گاهى بیش از دستگاه‏هاى فرهنگى دولتى، مطرح شده و كسى هم هرگزمتعرض آن نشده است. همچنین هیچ گاه كسى در جمهورى اسلامى ایران به دلیل انتساب به ولى فقیه، از پیگرد قانونى معاف و هرگز از شمول قانون استثنا نشده است.

8. حلال مشكلات و بحران‏هاى سهمگین

دررویدادهاى بحران‏زا و مقاطع حساس، تدبیر و چاره اندیشى رهبرى در كمك به دستگاه‏هاى مسئول و به ویژه بیان و تحلیل‏هاى اطمینان‏بخش و آرامش‏دهنده وى، مشكلات و بن‏بست‏هاى فراوانى را حل كرده است كه دو نمونه آن در ماجراى فتنه 18 تیر 1378 ش. كوى دانشگاه تهران و حوادث پس از آن و نیز در ماجراهاى اخیر و بهانه‏تراشى‏هاى مراكز سلطه براى استفاده صلح‏آمیز از انرژى هسته‏اى مشهود است و به اعتراف دوست و دشمن، حوادثى كه مى‏توانست به بحران‏هاى غیرقابل مهار تبدیل شود، با نفوذ كلمه ولایت فقیه و به بركت این اصل محكم، با كم‏ترین خسارت رفع شد.

* دستاورد اخیر نقش بی بدیل وتاریخی ولایت ورهبری درروشنگری و ایجاد آرامش وامنیت حوادث پس از انتخابات خرداد 88، از بارزترین مثال برای مقابله با بحران ها ورفع فتنه های دشمنان قسم خورده ی ملت ایران است.

9. حامى محرومان و مستضعفان

در طول 25 سال گذشته، ولایت فقیه، همواره پناهگاه مردم و به ویژه توده‏هاى رنج دیده و محروم و منادى عدالت اجتماعى بوده است و با وجود تمایل برخى مراكز قدرت و نفوذ، بدون هیچ گونه چشم پوشى، از اقشار محروم جامعه دفاع كرده و مصالح و منافع مردم را هرگز قربانى خوشامد و تمجید هیچ شخص یا گروهى نكرده است.

مرورى بر مجموعه سفارش‏ها و تذكرهاى امام راحل و رهبر حاضر، این نكته را اثبات مى‏كند كه ولى فقیه، رفاه، آسایش و حقوق توده‏هاى مردم را اصلى مهم در سیاست و رفتار قواى سه‏گانه مقننه، مجریه و قضاییه دانسته و همواره بر ضد تبعیض، بى عدالتى، استثمار و توزیع نا عادلانه ثروت‏هاى عمومى، موضع‏گیرى و اقدام كرده است.

همچنین خروش امام راحل رحمةالله‏علیه بر ضد مرفهان بى‏درد و فرمان مقام معظم رهبرى درباره مبارزه با فساد مالى و اقتصادى و پیگیرى‏هاى ایشان، دو نمونه بارز این جهت‏گیرى در 25 سال گذشته است.

10. مظهر مردمى بودن و ساده‏زیستى

رفتار ولى فقیه در زندگى شخصى خود و رعایت اصولى از قبیل ساده‏زیستى، مردمدارى، برخوردهاى صمیمانه و بدون تكلف با اقشار گوناگون جامعه، رعایت دقیق بیت المال، بى اعتنایى به ثروت، قدرت و شهرت، پرهیز از سوء استفاده نزدیكان و بستگان از قدرت ولى فقیه، حفظ ارتباط نزدیك و مردمى با مناطق دوردست و محروم، سركشى به خانواده‏هاى شهیدان و جانبازان و نقش بسیار مؤثرى در رفتار رده‏هاى پایین‏تر داشته و خود به خود در جلب اعتماد مردم به حكومت و دولت و تا حدودى رعایت نسبى همین اصول در رفتار مسئولان و مدیران جامعه، تأثیر اساسى نهاده است. ساده زیستى امام راحل‏رحمةالله‏علیه و سادگى محل سكونت ایشان در جماران- كه هنوز هم توجه هر بازدید كننده‏اى را جلب مى‏كند و او را شدیدا تحت تأثیر قرار مى‏دهد- و نیز توجه حضرت آیةالله خامنه‏اى به این امر- كه متأسفانه تنها نمونه‏هایى از آن براى جامعه كم و بیش مطرح شده است- الگوى مثال زدنى و افتخارآمیزى از مردمى بودن رهبرى الهى را پیش روى قرار مى‏دهد.

11. اعتماد به نیروهاى مسلح

نقش معنوى فرماندهى ولى فقیه بر مجموعه نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران، و ثبات و استقرار و اقتدارى كه براى این بخش مهم جامعه پدید آورد، نكته مهمى است كه باید بدان توجه كرد. عهده دار بودن «فرماندهى كل قوا» توسط ولى فقیه در طول 25 سال گذشته و حمایت امام و رهبرى از بازوان دفاعى كشور و مردم، در برابر هجوم‏هاى تبلیغاتى دشمنان و تقویت سپاه پاسداران، ارتش جمهورى اسلامى، بسیج و نیروى انتظامى در گیر و دارهاى بحران آفرین، نظام جمهورى اسلامى را از نگرانى‏ها و آسیب‏هاى فراوانى مصون داشته است.

12. ضامن ثبات سیاست‏هاى كلان كشور

مهم‏ترین نقش ولایت فقیه در 25 سال گذشته (با وجود تغییر دولت‏ها و اختلاف جریان‏هاى سیاسى حاكم بر امور)، حفظ ثبات جامعه و استقرار و استمرار خط مشى به نسبت واحدى درعرصه‏هاى سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و بوده است. به هرحال، مقتضاى نظام مردم سالار، جابه‏جایى دولت‏ها و به پیروى از آن، تغییر روش‏ها و خط مشى‏هاى اداره‏ كشور است. اگر این تفاوت‏ها، به تغییر در اصول اداره مملكت تبدیل شود، ثبات جامعه را به مخاطره مى‏اندازد و موقعیتى را فراهم مى‏كند كه هم سیاست خارجى كشور و هم جلب اعتماد داخلى را تحت تأثیر قرار مى‏دهد. پشتوانه ثابتى كه در عین فراهم ساختن میدان و مجال براى این تفاوت‏ها و تغییرات، قرار و ثبات جامعه را حفظ كرده، عنصرى جز ولایت فقیه نبوده است.

به همین جهت، در اصل 110 قانون اساسى، تعیین سیاست‏هاى كلى نظام بر عهده رهبرى نهاده شده كه پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت، تصویب و ابلاغ مى‏شود. بر همین اساس، یكى از وظایف مهم مجمع تشخیص مصلحت، بررسى همه جانبه، عمیق و كارشناسانه سیاست‏هاى نظام و پیشنهاد آن به مقام معظم رهبرى است. به پشتوانه همین اصل، تصویب و ابلاغ سند چشم‏انداز 20 ساله كشور، نمادى از ثبات و آینده‏نگرى را در جامعه ما به نمایش نهاد.

افزون بر این نكات كه ناگفته‏هایش بسیار است، از دیدگاه «سلبى» هم مى‏توان به كارنامه 25 ساله ولایت فقیه نگریست یعنى آیا تصمیم‏ها و اقدام‏هاى ولى فقیه، تا كنون مشكلى را براى كشور پدید آورده است؟ آیا در طول 25 سال گذشته، هیچ یك از اقدام‏هاى امام راحل یا رهبر حاضر طورى بوده است كه براى كشور، بحران ایجاد كرده باشد؟ ممكن است برخى افراد ناآگاه و سطحى نگر، براى مثال، حكم اعدام سلمان رشدى مرتد را براى كشور »مشكل ساز« تلقى كرده باشند. حتى در مواردى كه ضرورت مهمى اقتضا كرده كه ولى فقیه براى تأمین مصالح نظام، تصمیمى بگیرد، این تصمیم‏ها در جهت خواست عمومى جامعه قرار داشته و با تشخیص صاحب‏نظران و دل‏سوزان نظام، به طور كامل هم جهت بوده است.

13. نقش تربیتى و معنوى ولایت فقیه

فراتر از امورى كه ذكر شد، تجربه 25 ساله اجراى اصل ولایت فقیه در جامعه ما، از نقش مهمى حكایت دارد كه ولى فقیه در عرصه تربیتى، فرهنگى و معنوى داشته است. اگر در جامعه‏اى (گر چه غیر دینى) انسجام و پیوستگى اقشار، صنوف و طبقات گوناگون مردم با عنصرى «معنوى» حفظ نشود، به طور قطع، وحدت ملى و اقتدار آن جامعه، آسیب‏پذیر خواهد شد.

رقابت‏هاى حزبى، گروهى، صنفى، قشرى، قومى و در هر جامعه‏اى وجود دارد و اگر این رقابت‏ها، با رفاقتى معنوى و فرهنگى آمیخته نباشد، موجب رشد تعارض‏ها و تضادهاى شكننده مى‏شود و جامعه را به ضعف و سستى دچار مى‏سازد.

نگاه فراجناحى و فراصنفى ولى فقیه در طول 25 سال گذشته، به اقشار و گروه‏هاى مردم و به ویژه تأثیر شگرف فرهنگى و معنوى بیان او در جامعه، فراتر از نقش حقوقى و سیاسى ولى فقیه، موجب رشد و تعالى جامعه ما شده است.

بالا بردن سطح آگاهى‏هاى اجتماعى- سیاسى، ترویج و ارتقاى ارزش‏هاى دینى و اخلاقى در جامعه، تقویت روحیه خود باورى و خود اتكایى در ملت، دمیدن روح اقتدار و عزت ووحدت در میان امت، تأكید بر جایگاه مهم و وظایف اساسى هر قشر از اقشار جامعه، بیان كمبودها و نارسایى‏هاى بخش‏هاى گوناگون با اتكا به اطلاعات دقیق و صحیح، توصیه‏ها و رهنمودهایى كه در مواقع لازم مطرح مى‏شود و توجه دادن به نقاط مهم و راهبردى در مقاطع گوناگون، آینده‏نگرى و پیش‏گیرى از محصور شدن مسئولان عالى كشور در مسائل روزمره و غفلت از مسائل حیاتى جامعه، پیش‏گیرى از فراموش شدن اهداف عالى انقلاب و دریك كلام، «اعمال ولایت تربیتى و هدایتى جامعه»، بخش مهمى از كارنامه درخشان ولایت فقیه در 25 سال گذشته جامعه ماست كه در عمل نیز همواره مورد استقبال و نیاز مردم ومسئولان بوده است.

این نقطه قوت براى نظام سیاسى است كه وقتى رهبر آن، به امامت نماز جمعه و عید مى‏ایستد، امت با شوق و رغبت و اشتیاق، به او اقتدا مى‏كنند و هنگامى كه او خطابه مى‏خواند، همه با توجه و دقت، كلمه به كلمه خطابه او را به گوش جان مى‏شنوند. اگر هیچ دلیل نظرى هم بر وجوب و ضرورت ولایت فقیه نداشتیم، آیا همین كارنامه درخشان 25 ساله براى پذیرفتن و دل دادن به این اصل، بهترین دلیل و گواه نبود؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 15 بهمن 1388 :: توسط : یداله
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: یداله
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو