تبلیغات
تربیت مقدس - lمقاومت تربیت دینی در برابرچالش های قرن بیست ویکم
 
تربیت مقدس
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 

بسمه تعالی

مقاومت تربیت دینی در برابرچالش های قرن بیست ویکم

ادامه مبحث آسیب شناسی تربیت دینی قسمت دوم

آیا تربیت دینی با قرار گرفتن در فضای جدید و كنونی و تحول نسبت به گذشته ، بقاءو دوام خواهد داشت یا نه ؟ و یا اصولاً تربیت دینی باید چگونه آشكار شود تا بتواند در برابر چالش‌های قرن اخیر ، مقاومت كند ؟ هر چند پرداختن مشروح به موضوع فوق تحقیقی جداگانه می‌طلبد اما بدلیل نیاز و نتیجه‌گیری تحقیق به صورت مختصر به آن پرداخته می‌شود . با مرور تحقیق حاضر معلوم گردید كه یكی از اصول مسلم در تربیت دینی ، ایجادبصیرت دینی در افراد است كه فرد دقیقاً متوجه ایجاد تغییرات دینی در خود باشد . دین به خوبی فهم گردد و فرد دین باور شود نه دین دان .

 پر كردن مغز فرد از اطلاعات و معلومات دینی بدون فهم و بصیرت لازم تربیت دینی نیست .

 عادت ، تلقین و تحمیل در انجام تغییرات مطلوب به تنهایی تربیت نیست . در تربیت دینی چنانچه منطق و ماهیت تغییرات در فرد ، برایش آشكار نگردد و متربی به شكل انفعالی و نه فعال ، به انجام تغییرات مبادرت كند ، و مربی در جریان فعل و انفعالات تربیتی به روشنگری نپردازد ، تربیتی ناقص خواهد بود و نمی‌تواند در برابر سیل شبهات و تهاجمات دوام نماید .در مراحل بعدی تربیت و تربیت دینی ، نه تنها می‌بایست فرد به حكمت و دلیل رفتارهای خود ، آگاه شود بلكه به درجه و حالتی برسد كه قادر به ارزیابی و ارزشیابی باشد . شاید به نوعی بتوان این مرحله را از مرحله قبلی كامل‌تر و جامع‌تر دانست . در حقیقت ارزیابی و ارزشیابی در اینجا عبارت از رسیدن متربی به مرحله توانایی ارزیابی معیارهای درونی و بیرونی و كشف اصول و قواعد كلی امور مطلوب و نامطلوب در جریان تربیت است . در مرحله ارزیابی ، فرد توانایی مقایسه نظریه‌ها ، قوانین و حقایق مهم درباره عقاید را بدست آورده و همچنین قادر خواهد بود سفسطه‌های منطقی را در استدلالات مشخص كند و می‌تواند معین كند كه آیا نتایج حاصل از استنتاجات و معیارها با همدیگر همخوانی دارد یا نه؟[1] روشن است كه متربی در جریان تربیت و در این مرحله به پختگی خاصی می‌رسد و قادر خواهد بود كه اعتقادات و ارزشهای پذیرفته شده خود را در برابر شبهات و سفسطه‌ها حفظ نماید . دو مرحله پیشین ذكر شده فهم بصیرت و ارزیابی مربوط به حیطه شناختی بود . حیطه عاطفی كه در تربیت دینی مشخص كننده علایق ، احساسات ، ارزشها و عواطف فرد نسبت به دین مذهب است حالاتی هستند كه از متربی انتظار می‌رود . شخصی كه دیندارمی‌شود ، لازم است التهاب‌ها احساسات و هیجانهای درونی مرتبط با خداوند را شخصاً تجربه كند تجربه‌های درونی و مولفه هایی كه در تقدس و امر قدسی وجود دارند چون ( خشیت ، امید ، ضطراب ) در فرد متدین با خداوند و مبداء هستی گره خورده‌اند و اگر فردی نسبت به اعتقادات دینی و مذهبی خود این حالات را تجربه نكند در تدین او نقص وجود دارد .

 یكی دیگر از مراحل و مؤلفه‌های لازم در تربیت دینی دخالت عنصر عقلانیت است . در عصر تكنولوژی و ارتباطات ، تربیت دینی باید بیش از هر زمان دیگری چهره عقلانی خود را بارز كند .زیرا در سهولت مبادله اطلاعات و دیدگاههای مختلف كنونی و قرارگرفتن مفاهیم و اعتقادات دینی در برابر شبهات و سوالات ، دین باید مسئول ، معقول و منطقی ارائه گردد نه سلیقه‌ای ، تا موجودیت و حقیقت دین به خطر نیفتد . بدیهی است چنانچه دین با فهم و عقلانیت معرفی گردید و فردبا استدلال و منطق لازم و موجود در دین پذیرای دین شد ، در عمل به آن نیز ، راغب‌تر خواهد بود.تربیت دینی چه در مرحله‌ی اعتقادی و نظری و چه در بعد عملی و احكام ، می‌باید منطقی و عقلانی عرضه گردد . ارائه‌ی دین به شكل مدلل و عقلانی همواره و در همه زمانها مسئولیتی سنگین بوده است . اما در عصر و روزگار كنونی نمایاندن چهره عقلانی دین و تربیت دینی ، كاری بس دشوار و اهمیتی مضاعف دارد .

 

تربیت قرنطینه‌ای :

حصاربندی و تربیت قرنطینه‌ای یكی دیگر از لغزشگاههای آسیب های تربیت دینی است . حصار بندی به مفهوم آنكه افراد از مسائل و مشكلات دورنگه داشته شوند ، امكان مقاومت در برابر ناملایمات را برای متربیان از بین می‌برد . مضافاً اینكه در عصر ارتباطات ، در عمل چنین نوع تربیتی امكان پذیر نیست . زیرا ازخصوصیات عصر كنونی می‌توان به شكست حصارها و مرزها اشاره نمود و مهار چنین فرایندی غیر ممكن است . در دین مقدس اسلام ، حصاربندی به منزله خط‌مشی اساسی حفظ و تربیت انسان ، مطابق قول پیامبر (ص) در حدیث (( لا رهبانیه فی امتی )) تخطئه و مذموم شمرده شده است . این چنین شیوه‌ای در تربیت دینی می‌كوشد افراد را از محیط عادی و طبیعی دور ساخته و در محیطی مصنوعی و خود ساخته و یا دگر ساخته تربیت نماید . این شیوه در بعضی مواقع ، آن هم بعنوان یك تاكتیك و در شرایط اجتناب ناپذیر و موقتی ، چون مقطع سنی كودك و در موقعیت‌های شكننده و مراحل حساس ، ممكن است ضروری به نظر آید و حتی مطلوب و مفید باشد . اما به صورت یك استراتژی دائم و همیشگی كار ساز نبوده و در مقطع كنونی و فضا‌های شكننده ارتباطی ، امری عاقلانه نخواهد بود .بنابراین قراردادن متربی در فضای ساختگی و بدور از محیط واقعی و جامعه نمی‌تواند منجر به تربیت دینی شود . اگر تربیت دینی مبتنی بر دوری گزیدن و پرهیز از دیگران باشد ، تربیت حصار‌گونه و قرنطینه‌ای است كه در آن ، صیانت و حفظ افراد ، تنها با محدودیت آنها و قرار گرفتن در محیطی مثبت و اجتناب از دنیای واقعی همراه با شرایط و خصوصیت منفی ، میسر خواهد بود .

 

اگر متربی به گوهر وجودی خویش پی برد و به كرامت نفس و خود باوری رسید قرار گرفتن در متن جریان‌های فاسد آسیبی به فرد نخواهد رساند : یا ایها الذین آمنو علیكم انفسكم لایضركم من ضل اذا اهتدیتم : ای كسانی كه ایمان آورده‌اید به خودتان بپردازید ، هر گاه شما هدایت شدید ، آن كسی كه گمراه شده است به شما زیانی نمی‌رساند .[2] من كرمت علیه نفسه لم یهنها علیها با لمعصیه :[3] هر كس كه گوهر نفس را گرامی‌داشت ، هرگز با معصیت آن را آلوده نخواهد كرد . بر اساس این مفاهیم مقدس ، تلقی و برداشت ما از تربیت دینی ، به معنی قرارداشتن در متن جامعه و حضور در عرصه ارتباطات است و همانگونه كه در فصل گذشته بیان گردید ، مفهوم ایمان كه عبارت بود از تحول و التزام درونی فرد ، نه تنها ضامن اجرای تربیت دینی است كه حتی در بدترین اوضاع و احوال اجتماعی و محیطی قادر خواهد بود ، حافظ فرد در برابر امواج سهمگین جرم و عصیان بوده و باچنین منطقی ، مقاومت و حركت فرددر برابر جریانات انحرافی عصر ارتباطات و مهار آنها ، امكان پذیر خواهد بود. رد و ابطال تربیت قرنطینه‌ای به مفهوم حصار شكنی و برداشتن حد و مرزهای احكام دینی نیست . چرا كه در تربیت دینی خصوصاً دین مبین اسلام ، سخن از مرزها و حدودی است كه نباید پا از آنها فراتر گذاشت : تلك حدود اله فلا تعتدوها .[4]  تربیتی كه دارای مرز و حد نباشد ، اصولاً تربیت نیست ، چرا كه در چنین حالتی ، روشها و اصول  منجر به نتایج ناسازگاری با هم خواهد شد .  حالت مطلوب در عصر حاضر بین دو شیوه تربیت قرنطینه‌ای و تربیت بدون حد و مرز قراردارد وآن ، حالتی است كه امكان ارتباط فرد با عوامل پیرامون خود به طور كلی و اساسی قطع نمی‌شود ، بلكه وی در عین ارتباط خواهد كوشید میان آنها تفكیك و تمایز گذارد ، و به ارزیابی و گزینش دست زند و فرد با توانایی و قدرت ارزشیابی ، به انتخاب و طرد میان موضوعات و مسایلی كه با تربیت او سازگار یا ناسازگارند ، اقدام می‌كند مهمترین اصل نیز بدست آوردن همین توانایی ارزیابی است شاید نزدیكترین تعبیر به این حالت تعبیری است كه در روایات اسلامی ‌ورع نامیده می‌شود . ((ورع عند المحارم )) به مفهوم باز ایستادن از حركت در جایی كه احتمال خطر و آسیب می‌رود . پس ورع ، حالتی درونی است كه در جریان حركت ودر متن امور و حوادث و در برخورد با موانع رخ می‌دهد ، در حالی كه حصاربندی  و تربیت قرنطینه‌ای ، دور كردن فرد از متن امور و حوادث است.[5] ورع حاصل بصیرتی است كه در نتیجه مرز شناسی در فرد به وجود می‌آید و در رویارویی با موانع و دست‌اندازها ، چون اقدامی‌احتیاطی صورت می‌پذیرد .

 در آخر اینكه چنانچه اصول مطروحه در تربیت دینی ، مراعات گردد و مربیان خود ساخته ، روشنگر و بابصیرت به تربیت بپردازند قادر خواهد بود متربیان را در برابر چالش‌های قرن حاضر مصون نگه دارند و تربیت دینی خواهد توانست همچون سدی محكم ، فرد را از حوادث و طوفانهای سهمگین به سلامت به سر منزل مقصود و مراد دین برساند.           

 



[1] ـ كلیات روشها و فنون تدریس ـ انتشارات مركزتربیت معلم ص 38

[2] ـ مائده ـ آیه 105

[3] ـ نهج‌البلاغه حضرت علی (ع)

[4] ـ بقره ـ 229

[5] ـ باقری ـ خسرو ـ آسیب و سلامت در تربیت دینی ـ تربیت اسلامی‌ـج 6 صص 21ـ20





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 2 اسفند 1388 :: توسط : یداله
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: یداله
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو